نعمتِ ویروسی !

هراسش از خیلی قبل‌تر آمده بود. ورود رسمی کرونا به ایران اما، بعد از خوابیدن همان تب‌وتاب اندکی بود که برای مجلس یازدهم به پا شده بود. سیاسی‌ها بخشی از مشارکت اندک را هم به همین دلیل می‌دانستند. معتقد بودند که چون مردم از شیوع این ویروس ترسیده‌اند، تمایلی نداشتند که به سمت صندوق رای بیایند. شاید سیاسی شدن ویروس کرونا در ایران هم از همان زمان آغاز شد. رقابت بر سر مبتلا شدن به این ویروس میان نماینده‌ها بالاگرفت و از طرفی هم برخی معتقد بودند که کار، کار غربی‌هاست. برای همین هم آمار را جسته و گریخته اعلام می‌کردند. هرچند که از زمان تشکیل ستاد مبارزه با ویروس کرونا، آمارها هم شکل جدی‌تری به خود گرفت.

اما شاید بد نباشد در این میان نگاهی هم به کشورهای دیگر بیاندازیم. چون همیشه وضعیت آشفته ایران در رسیدگی به بحران‌های این چنینی، این پرسش را مطرح می‌کند که آیا این کشورها هم همین مدل مدیریتی را برای برخورد با بحران‌ها در پیش می‌گیرند؟ خیلی از کارشناسان اینطور می‌گویند که اگر میزان ابتلا به کرونا در ایران به اندازه چین بود، قطعا یک فاجعه اتفاق می‌افتاد. چرایی این مساله هم در نوع برخورد با مساله است. درست مثل دکتر کاتوزیان که روزگاری صحبت از کلنگی و کوتاه مدت جامعه ایرانی کرده بود. عادت کرده‌ایم ابتدا با مشکل روبرو شویم و بعد سراغ راه درمان رویم. همین هم شد که ممنوعیت پروازهای چین و یا قرنطینه کردن با اما و اگرهای بسیاری روبرو بود. شیوع گسترده ویروس در قم سبب شد تا برخی جناح‌ها و مقامات از قرنطینه شدن این استان خودداری کنند.

بودجه در بحران اقتصادی

آنچه که همیشه در علم مدیریت به آن تاکید می‌شود، مساله برنامه‌ریزی است؛ نکته‌ای که گویا شبیه نسخه‌ای بیگانه است و برای داخل کشور اثربخشی ندارد. در شرایطی که دولت در سال‌های آخر فعالیت خود و در اوج تحریم‌هایی که فتیله نفت را در حد ممکن پایین کشیده، با بحران‌های مالی و بودجه‌ای بسیاری روبروست، اختصاص رقم‌های کلان به پیشگیری از شیوع کرونا نشان از یک نکته مدیریتی دارد. قصدمان در این گزارش این نیست که بودجه‌های اختصاص یافته را زیرسوال ببریم اما ناگفته پیداست که اگر زودتر از امروز و اکنون پیشگیری کرده بودیم و کارهایی برای کاهش شیوع این ویروس در دستور کار قرار می‌دادیم، شاید حالا نیاز به خرج کردن این ارقام از بودجه دولت نبود.
در اشاره به ارقام اختصاص یافته می‌توان از درخواست شورای شهر شیراز برای اختصاص ۹ میلیارد تومان بودجه جهت پیشگیری از شیوع کرونا در این استان، اختصاص بودجه اضطراری به کرونا و رقم یکصد میلیارد تومانی برای پیشگیری و مقابله با کرونا در مدارس یاد کرد. آن هم در شرایطی که میزان صادرات نفتی به دلیل تحریم به کمترین میزان خود رسیده و تیزی عواقب برخی مسائل از جمله نپیوستن به FATF بیشتر از هر زمانی، اقتصاد ایران را نشانه رفته است.

گزینه‌ای به نام مسئولیت پذیری

اگر قرار باشد نیم نگاهی به کلاف سردرگم بحران‌هایی بیاندازیم که در طول این یکسال روی داده باید گفت که حلقه مشترک همه آنها در گزینه‌ای است که شاید مدیران کشور ما تا زمانی که به آن احتیاج نداشته باشند سمت آن نمی‌روند. گزینه‌ای به نام مسئولیت‌پذیری. البته مسئولیت‌پذیری نه از آن نوع که احساس همزات پنداری با بیماران داشته باشند و مدام با انتشار ویدئوهایی اعلام کنند که «ما هم کرونایی شدم». بلکه از آن دست مسئولیت‌پذیری‌هایی که این بار ویدئویی منتشر کنند و بگویند که «ما هم مسئولیت‌پذیر شدیم». به جای موج‌سواری بر بحران کرونا، فکری به حال اعتمادی بکنند که سال‌هاست ترک خورده و شبیه چینی بندزده‌ای شده که قطعا تاب‌وتوان تحمل این بحران‌ها را ندارد.

کلاف سردرگم

شاید بهتر باشد بگوییم که نداشتن برنامه مقدم بر مسئولیت‌پذیری است. نگاه به چین و بسیاری از کشورهای دیگری که با همین بحران روبرو شده‌اند نشان از یک برنامه و یک استراتژی راهبردی برای مقابله با بحران‌ها دارد. البته نه در زمانی که یک اتفاق تبدیل به بحران می‌شود. این کشورها برنامه‌ای بلندمدت برای رسیدن به توسعه و مقابله با بحران‌های این چنینی دارند. شاید وجه تمایزمان هم همین باشد. اگر بخواهیم این کلاف را قدری بازتر کنیم، بی‌اعتمادی مردم گره کوری است که شاید در نگاه اول بیشتر به چشم بیاید. آنطور که بسیاری از جامعه‌شناسان هم می‌گویند، بی‌اعتمادی مردم به مسئولین و مسئولین به مردم سبب شکل گیری اتفاق‌هایی می‌شود که تنها نتیجه‌اش دامن زدن به بحران است. مثل احتکار کالاها و تمام شدن ژل ضدعفونی کننده که در این مدت همه‌ شاهد آن بودند. زمان گذشت و بحران با بی‌اعتمادی جدی‌تر شد تا در نهایت سیاست¬گذار تصمیم گرفت فکری به حال آن کند و میزان عرضه بازار را بیشتر کند.
کلافی که از آن حرف می‌زنیم در لایه اول به نبود برنامه و در لایه‌های بعد به مسئولیت‌پذیری و بی‌اعتمادی مردم ختم می‌شود. مهم این نیست که از کجا شروع کنیم. مهم اینجاست که بعد از سیل و زلزله و هزار بحرانی که سال 98 را رقم زد، دست کم یک بار هم که شده این کلاف را باز کنیم. یک بار هم که شده تصمیم بگیریم که برای ترمیم چینی بندزده اعتماد عمومی و سیاست‌گذاری، کاری کنیم.

(منتشر شده در هفته نامه سرزمین انرژی-شماره 97)



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>