نام خارگ برای اهالی صنعت نفت کاریزماتیک است

گفت و گو با مدیران صنعت نفت درباره جزیره خارگ ، می تواند ساعتها به درازا بینجامد، بی شک هر کدام از کارکنان قدیمی صنعت نفت روی این جزیره به عنوان بخشی از مفهوم تمدن ساز صنعت نفت تعصب دارند، حال وقتی پای صحبت مان درباره خارگ ، کسی مثل سید پیروز موسوی باشد اصلا موضوع اهمیتی دو چندان می یابد، مدیر عامل شرکت پایانه های نفتی ایران که جزیره خارگ قطب اصلی و مرکز ثقل حوزه کاری او و همکارانش است درباره جزیره خارگ حرف هایی دلنشین دارد، در این مصاحبه سعی کردیم چندان وارد حیطه مباحث فنی و تخصصی نشویم و بیشتر به زوایای کمتر دیده شده در حول و حوش فعالیت صنعت نفت بپردازیم، موسوی در این گفت و گوی مفصل خارگ را خانه ی اهالی صنعت نفت می داند وبا صراحت می گوید که این نام برای ما نفتی ها کاریزما دارد- متن گفت و گوی سرزمین انرژی با سید پیروز موسوی را بخوانید:

اقای موسوی اجازه بدهید کمی درباره آثار حضور شرکت پایانه ها در جزیره خارگ سخن بگوییم، خودتان چقدر حس تعلق خاطر دارید به این جزیره نفتی؟

( چند ثانیه ای به افق خیره می شود) …خارگ …. ابتدا بگذارید بخش دوم سئوالتان را جواب بدهم، فکر میکنم همه اهالی صنعت نفت به این جزیره یک حس خاص دارند…چطور بگویم…. این جزیره مثل خانه ی نفتی هاست؛ جایی است که ثمره ی رنج و تلاش کارکنان صنعت نفت این سرمایه ملی نهفته در اعماق زمین را دست خریدار می سپاریم و برای کشور درآمد ایجاد می کنیم ، جزیره خارگ در هر بخشی که مرور کنیم پیشانی و سنگر اول صنعت نفت است ، در دوره جنگ تحمیلی این جزیره 2880   بار مورد هجوم دشمن قرار گرفت تقریبا همه زیر ساخت های نفتی این جزیره چه در بخش پایانه ها و چه در بخش تولید که شرکت نفت فلات قاره مسئولیت آنرا بر عهده دارد بارها تا مرز نابودی کامل پیش رفت ولی جزیره خارگ زنده و با اراده از نقش خود در حیات زنجیره صنعت نفت دست نکشید، هر چند در اواخر جنگ راهبردهایی مثل انتقال کشتی به کشتی نفت در بخش های دورتر خلیج فارس به عنوان روش هایی با مخاطره کمتر برای صادرات نفت انجام شد اما تاسیسات بارگیری و صادرات نفت در تمام سالهای دفاع مقدس و در مواجهه با بالاترین ضریب مخاطره ناشی از جنگ به کار خود ادامه داد، شاید به همین دلیل که این جزیره نماد و سمبل مقاومت در صنعت نفت است اصولا یک حس خاصی را در جانمایه کارکنان نفت برمی انگیزاند، پس این جزیره نوعی کاریزما در نام و کارنامه خود دارد که برای همه کارکنان نفت و تاریخ مقاومت کشورغرور آفرین است، بستم شیرهای صادرات نفت به منزله آخرین ضربه به پیکر رژیم ستم شاهی بود و این همه در کنار نقش مهم جزیره خارگ و کارکنان صنعت نفت در پیروزی انقلاب، تامین بودجه مالی جنگ و اقتصاد مردم در دوران دفاع مقدس از طریق استمرار و پایداری در صادرات نفت خام نشان از جایگاه راهبردی این جزیره حیات بخش دارد. در دوران جنگ نیز با وجود تمام محدودیت ها، صدام خیلی تلاش کرد که نام ایران را از بازار نفت جهان حذف کند، می دانست که ایران به عنوان یک کشور مهم تولید کننده نفت ، بخشی از اعتبار جهانی اش را در اثر حضور ممتد در عرصه بازار نفت کسب کرده است و اگر بتواند نام ایران را برای مدتی از بازارهای نفت حذف کند ضربه بزرگی به کشور زده است، به همین دلیل شما شاهد این حجم حمله هوایی به خارگ هستید که در تمام تاریخ جنگ بی نظیر است، ببینید اگر هشت سال جنگ تحمیلی را 2888 روز در نظر بگیریم با این حجم حمله هوایی می توان گفت که خارگ تقریبا هر روز می بایست بمباران می شد، اما در همین شرایط می بینید که حتی برای یک روز هم صادرات نفت ایران قطع نشد، این مساله اصلا یک مساله عادی نیست. پس در پاسخ به سئوال شما باید بگویم که من هم جزو یکی از هزاران کارمند صنعت نفت ایران به این جزیره تعلق خاطر دارم ، علاوه بر این چون سالهاست محل خدمتم در این جزیره است این حس تعلق بیشتر و بیشتر هم شده است، اما درباره آثار حضور شرکت پایانه های نفتی ایران در این جزیره ، ای کاش برای پاسخ گرفتن بهتر به سراغ اهالی بومی این جزیره می رفتید اما به عنوان کسی که با این مقوله ارتباط دارم من فکر می کنم بهترین توصیف ، همزیستی متعهدانه پایانه ها و جزیره خارگ است، ما در این جزیره فعالیت صنعتی داریم ، برای تداوم فعالیتمان باید اهالی جزیره و محیط زیست و اقلیم این منطقه را به عنوان پیوندهای دائمی فعالیت صنعتی مان در نظر بگیریم ، یعنی ما اصولا از هر نوع کار صنعتی بدون در نظر گرفتن اولویت های انسانی و زیست محیطی خارگ پرهیز می کنیم، این موضوع البته جنبه عمومی دارد و صرف خارگ نیست و ما در عسلویه و نکا هم همین روش را در داریم اما درباره خارگ به دلیل اینکه درهم تنیدگی شرکت پایانه ها و اجتماع محلی و شرایط اقلیمی جزیره زیادتر است شاید این مساله بیشتر به چشم بیاید، ما در یک محیط جزیره ای با وسعت 35 کیلومتر مربع در حال کار هستیم این جزیره اهالی بومی دارد که از دید ما خانه آنهاست و ما در حقیقت در کنار خانه آنها به کار مشغولیم پس اولا لازم است رعایت حق و حرمت همسایگی را بکنیم ، این جزیره همچنین محیط زیست طبیعی هم دارد که آن هم برای ما محترم است و مثلا در بحث محیط زیست جانوری می دانید که این جزیره تعداد بسیار زیادی آهو دارد که در پناهگاه حیات وحش خارگ تحت نظارت سازمان حفاظت از محیط زیست حفاظت می شوند، ما هم به عنوان یکی از بازیگران اصلی فعالیت صنعتی در جزیره خارگ نهایت همکاری و حمایت را از این زیستگاه داریم.

آقای موسوی اجازه بدهید این بحث را کمی تعمیم دهیم، الان سالهاست که مفهومی مدرن در فعالیت های اقتصادی تحت عناوین مختلف مثل مسئولیت اجتماعی یا مسئولیت شرکتی رایج شده است، آیا شما از این دیدگاه فعالیت هایتان را ساماندهی می کنید؟

-           پاسخ به این سئوال شما هم بله است هم خیر…( با خنده) می گویم خیر چون من اعتقاد دارم خیلی قبل از اینکه مفهوم مدرن مسئولیت اجتماعی وارد صنت و اقتصاد ما شود، ما حقوق و آداب همسایگی را در اسلام و در اخلاق ایرانی داریم، اینکه ما صرفا بخواهیم از باب مقوله مسئولیت اجتماعی به قضیه نگاه کنیم را کافی نمی دانم، ما باید در وهله نخست این واقعیت را بپذیریم که در حال کار در جوار خانه ی دیگران هستیم پس نباید به روند زیستن آرام آنها آسیبی بزنیم و نیز باید کار ما و فعالیت ما نافع به حال این همسایگان باشد، اگر اینطور نباشد در حقیقت دست به استعمار زده ایم، اگر شرکت پایانه ها مهمترین تاسیساتش در جزیره خارگ است خوب این چه اثر مثبتی بر روی جزیره خارگ دارد؟ برای اهالی خارگ نعمت بوده ایم یا نقمت؟ قدر همسایگانمان را دانسته ایم؟ من فکر می کنم اول باید به این مفاهیم بپردازیم چون خیلی عمیق تر از مفهوم مدرن CSR است و هم جنبه ی ایرانی و اسلامی دارد، پذیرش آن هم برای همه ما روان تر است، اما از بعد دیگر به شما می گویم که بله ما در پایانه های نفتی ایران هم به مقوله مسئولیت اجتماعی بسیار متعهد هستیم و آنرا در اولویت های کاری خود لحاظ می کنیم، من برای اینکه این بحث در ذهن شما بهتر جریان یابد به شما می گویم که شرکت پایانه های نفتی ایران در حقیقت پایه ی تحول اقتصادی در جزیره خارگ است، ببینید الان تعداد زیادی از همکاران ما به همراه خانواده در این جزیره سکونت دارند و طبیعی است که این جمعیت تقریبا همه نیازهای اقتصادی یومیه خود را از این جزیره تامین می کنند همین مساله در وهله اول باعث ایجاد شغل در جزیره خارگ شده است  ، مشاغلی که خود اهالی خارگ  یا نهایتا از سطح استان آن را انجام می دهند ، این امر باعث رونق اقتصادی اهالی می شود و طبعا زمینه ساز بهبود شرایط و شاخص رفاه هم می شود، این مساله در حقیقت جنبه پنهان اثرگذاری حضور شرکتی چون پایانه های نفتی است، این همان مساله ای است که من آن را اثر همسایگی می دانم، باور کنید من وقتی می بینم همکارانم و خانواده هایشان در سطح جزیره همگام با اهالی بومی زندگی می کنند وخرید می کنند و… این حس را پیدا می کنم که خارگ تابلویی از همگرایی ملی ما ایرانی هاست، وقتی می بینم همسر یا فرزند همکارانمان به مرور لهجه و زبان اهالی اینجا را یاد می گیرند مگر می شود این را اثری غیر از همزیستی متعهدانه یک ملت در کنار هم نام گذاشت؟ وقتی می بینم فارغ از همه تفاوت ها، حتی فارغ از تفاوت های مذهبی ، شیعه و سنی اینقدر مهربان زیر پرچم مقدس جمهوری اسلامی در کنار هم در یک جزیره 35 کیلومتر مربعی زندگی می کنند و اصلا تفاوت های قومی و مذهبی و اینجور چیزها را از یاد برده اند، آیا این اثری غیر از همزیستی همسایگی دارد؟ اما خوب در کنار این مساله ها، آن بحث مسئولیت اجتماعی هم خیلی جدی در اینجا توسط پایانه ها انجام می شود، انواع خدماتی که وظیفه ما هست به اهالی ارائه می شود، بحث استفاده از امکانات و تجهیزات ما ، یا مثلا اقداماتی که ما در زمینه توسعه فرهنگی جزیره خارگ از طریق توسعه فضاها و امکانات کتابخوانی ایجاد کرده ایم، تسهیل و ایاب و ذهاب دریایی مردم، تامین آب شرب جزیره، تامین مقداری از برق مورد نیاز شهری، حمل مصالح و اقلام و مایحتاج روزمره مردم، برگزاری اردوهای دانش آموزی، انجام گسترده فعالیت های فرهنگی، ورزشی و آموزشی، افزایش حدود 110 هکتار فضای سبز و دیگر فعالیت های بزرگ در حوزه مسئولیت های اجتماعی اینها را اولا جزو وظایف خود می دانیم و حتی اعتقاد داریم بر اساس رسالت و مسئولیت های ذاتی متولیان در کشور نیز با حضور در جزیره خارگ به وظیفه و مسئولیت ملی خود به مردم شریف خارگ نیز کمک نمایند برای مثال تهیه آب و شبکه ارتباطی ولوله کشی و نصب کنتور آب در خارگ توسط شرکت پایانه های نفتی ایران انجام شده است اما متاسفانه هیچ سازمان و ارگان دولتی هنوز آمادگی تحویل این همه زیرساخت های اساسی آب جزیره را اعلام نکرده است.

-           من در تمامی شهرهای نفتی کشور سطح تقاضای مشهودی را در میان مردم برای اشتغال در صنعت نفت دیده ام، طبیعتا در خارگ هم اینگونه است، این را هم اطلاع دارم که در خارگ هم  به نسبت جمعیت اندکش، بیکاری وجود دارد، شما برنامه ای برای اشتغالزایی در این جزیره دارید؟

-           شرکت پایانه های نفتی یک شرکت دولتی و زیرمجموعه شرکت ملی نفت ایران است، راسا که نمی تواند کارمند رسمی استخدام کند و جذب باید از طریق فرآیندهای وزارت نفت باشد، در مشاغل مدت موقت و یا در پروژه ها هم پیمانکار موظف به جذب حداکثری نیروهای بومی استان و طبیعتا جزیره است، اما بگذارید من این بحث را از جنبه دیگری نگاه کنم و پاسخ بدهم، بله همانطور که شما می گویید در تمامی شهرها و مناطق نفتخیز کشور ، تقاضای عمومی برای جذب به صنعت نفت مشهود است، این را به خوبی می شود در همه جای خوزستان هم دید، من قبلا هم در عسلویه خدمت کردم آنجا هم همین تقاضای شدید وجود داست، اما باور کنید من به تجربه این را فهمیده ام که در مسیر توسعه یک کشور جذب شدن به سیستم دولتی و اصلا افزایش تقاضای عمومی برای جذب به فرآیند دولتی ، رفتاری ” ضدتوسعه ” است. می پرسید چرا؟ پاسخ می دهم، ببینید مدل اقتصادی کشور ما در حال تغییری بنیادین است، در حقیقت از بیش از یک دهه قبل و بخصوص با آغاز فرآیند عدم تصدی گری دولت در بنگاه ها، روند توسعه ملی ایران از پایه دولت به پایه بخش غیردولتی چرخید، بدیهی است در چنین مکانیزمی اصولا دولت نباید و نمی تواند نیروی انسانی زیادی هم استخدام کند، شاید بتوان گفت که اگر طی این یک دهه گذشته تجربه مثبتی از خصوصی سازی در کشور داشتیم امروز تا حد زیادی شاهد این تقاضای جذب به سیستم دولتی نبودیم اما به هر حال نمی شود این حقیقت را نادیده گرفت که کشور ما دیگر به سوی مکانیزم تصدی گری دولت باز نمی گردد، اینکه بخواهیم صرفا نیروی انسانی به واحدهای دولتی جذب کنیم در حقیقت نوعی خودزنی اقتصادی است، در همین جزیره خارگ من بسیار متاثر هستم که اینهمه ظرفیت عظیم کارآفرینی با عدم توجه روبرو می شود، جزیره خارگ استعداد و ظرفیت تبدیل شدن به یکی از مهمترین قطب های کارآفرینی و صنایع پایین دستی را دارد،در این جزیره یک مجتمع پتروشیمی وجود دارد که گوگرد ، متانول، پروپان و بوتان تولید می کند، از سویی دیگر رفت و آمد کشتی های تجاری و نفتکش به این جزیره همچنان یک ظرفیت عظیم در بخش توسعه دریامحور و مشاغل دریایی است که پرداختن به اینها هیچکدام در حیطه مسئولیت پایانه های نفتی نیست، من به عنوان یک ایرانی این را عرض می کنم که جزیره خارگ قابلیت و ظرفیت بسیار عظیمی در حوزه اشتغالزایی دارد، در حوزه دریایی و صنایع پایین دستی پتروشیمی، مانند طرح NGL و ساخت مینی پالایشگاه های نفت و گاز ظرفیت های بسیار خوبی برای ایجاد اشتغال دارد و می تواند در آینده نزدیک طرح توسعه خارگ را با وجود این زیرساخت ها تعریف و تدوین کرد. از این رو در جزیره خارگ ایجاد هر واحد صنعتی در پایین دست رشته های انرژی و یا در رشته های خدمات فنی نفت و گاز و دریانوردی می تواند سودآفرین و اشتغالزا باشد. باید بپذیریم که شرایط اقتصاد جهانی ومنطقه ای و اقتصاد ملی ما تغییر کرده است و باید خود را با این تغییرات وفق دهیم، در خارگ صدها جوان دانش آموخته وجود دارند که به نظر من جذب شدنشان به سیستم دولتی حالا هر سیستم دولتی باشد، جفا در حق آینده خودشان و سرزمین پدری شان است، خارگ، اهواز، ماهشهر، عسلویه ، مسجدسلیمان تا الان هر چه شدند شدند، برای آینده باید روی خلاقیت و کارآفرینی حساب کرد نه استخدام دولت شدن.

 

آقای مهندس سید پیروز موسوی ، از اینکه دعوت ما را برای گفت و گو پذیرفتید از شما سپاسگزارم.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>