صلح مسلح

طالب ها با دشمن قدیمی شان صلحنامه امضا کردند، خودشان می گویند قرارداد فتح! اینطور تعبیر کرده اند که عقد قراردادی که نیروهای آمریکا را متعهد به خروج از افغانستان می کند یک فتح بزرگ است، بخاطر همین هم ملا برادر، چهره ی بیرونی طالب ها، سخنانش را با قرائت سوره فتح آغاز کرد.

آنها معتقدند، نسل پیشین مجاهدان افغان، صدسال قبل نیروهای انگلیسی را پس از مبارزات بسیار مجبور به خروج از افغانستان کردند،سی و چند سال قبل هم شوروی را از این کشور بیرون ریختند، حالا هم این قرارداد فتح مقدمه ای است برای خروج نیروهای اشغالگر آمریکایی از خاک سرزمین مادری شان.
اما آیا به راستی طالب ها همان مجاهدان افغانی ضد حضور اشغالگران کشورشان هستند؟ یا اینکه دست روزگار آنها را به چنین جایگاهی رسانده است؟ این گزارش البته مجال کافی برای بررسی زمینه های برآمدن طالب ها در سپهر سیاسی افغانستان نیست اما مروری گذرا بر چگونگی شکل گیری این پدیده سیاسی – نظامی در افغانستان برای درک درست چرایی توافق اخیر ضروری است.

برآمدن طالبان در افغانستانی ناآرام

عرب افغان هایی که در سالهای جهاد ( مبارزه با حضور شوروی) در افغانستان هسته مهمی در مبارزات را پی ریختند، بعد از نابسامانی های ابتدای دهه 70 شمسی افغانستان، در مدارس دینی پاکستان به تعلیم و تعلم اصول حکومت اسلامی از منظر فقه سنی و طریقه دیوبندی پرداختند، اوایل سال 73 اولین گروه از پیکارجویانی که از مدارس دینی پاکستان فارغ التحصیل شده بودند به درگیری های پراکنده با قوای دولتی افغان پرداختند، در مهر ۱۳۷۳ش پس از یک درگیری خونین میان نیروهای محلی مجاهدین و گروه نوظهور طالب های مدارس دینی در شهرستان اسپین بولدگ نزدیک مرز پاکستان، این گروه حضور خود در عرصه سیاسی را اعلام کرد.

تنها دو سال بعد از این و در مهر 1375 شمسی، جهان با شنیدن خبر سقوط کابل در حیرت فرورفت، طالب ها ارگ رياست جمهوري را گرفتند و امارت اسلامی تاسیس کردند ، چهره نامدارشان ملاعمر که ظاهرا سایرین بر خلافت او بیعت کرده بودند در قندهار ماند اما موج طالبانی در جهان به سرعت معروف شد، حوادث پس از آن هم با سرعتی خیره کننده پیش رفت، طالب ها با القاعده اتحادی تاریخی ساختند و موج خشونت آن تا فراسوی مرزهای منطقه خاورمیانه گسترش یافت.

بعد از حملات یازده سپتامبر در آمریکا، نابودی این گروه به صدر فهرست اهداف نظامی آمریکا در لشگرکشی اش به افغانستان تبدیل شد، بعد از یک پائیز خونین، در آستانه ی بهار، ائتلاف شمال در نهایت شهرهای مهم افغانستان از جمله کابل را از سیطره طالب ها بیرون راند، اعضای باقی مانده راهی کوه های تورابورا و مناطق مرزی با پاکستان شدند و در پناه اتحادها و روابط قدیمی به بازسازی خود پرداختند،از حدود شش سال قبل طالب ها مناطق مهمی از افغانستان را به اشغال خود درآورده و حوزه حکومتی خود را با جدیتی بیش از قبل حفظ کرده اند، کابل اما در تمام این مدت به دنبال حذف طالب ها از نقشه سیاسی افغانستان بوده است ، برآمدن ترامپ در ایالات متحده اما یک حادثه ی مهم در تاریخ حیات این گروه بود، ترامپ آشکارا به دنبال کاستن از هزینه های حضور نظامی آمریکا در مناطق دورتر از جمله افغانستان بود و همین باعث شد تا زمزمه های مذاکره میان آمریکا و طالب ها جدی تر از هر زمان شود، هر چند از سالها قبل یک دیپلمات آمریکایی افغان الاصل راهبر سیاست « نرم کردن طالبان» بوده است، زلمای خلیل زاد.

فرستاده ای برای تغییر در خاورمیانه

بدون تردید هیچ کس در شکل گرفتن چهره ی امروزی افغانستان به اندازه زمای خلیل زاد نقش نداشته است، او که متولد افغانستان است از نوجوانی در آمریکا بزرگ شد اما دست سرنوشت او را به مسئولیت مهمی نشاند که سرنوشت افغانستان را تغییر داد، زلمای در ساختار سیاسی افغانستان پس از شکست طالبان نقش مهمی ایفا کرد، برگزاری اولین انتخابات در تاریخ افغانستان تا حد زیادی مرهون تلاش های او بود، خودش در خاطراتش نوشته است « روز انتخابات(9 اکتبر سال 2004) طوفان شن عظیمی سرتاسر افغانستان را درنوردید.به بیرون پا گذاشتم انگار همه جا به طرز عجیبی زرد رنگ بود و احساس کردم در غبار شن و خاک، معلق هستم. اما این، افغان ها را از حرکت باز نداشت. صف هایی طولانی در هر حوزه انتخابیه تشکیل شده بود؛ یکی برای مردان و یکی برای زنان.مسئولین انتخابات برگه هایی رای گیری را کنترل می‌کردند و انگشت هر یک از رای دهندگان را به جوهر آبی آغشته می‌کردند تا از رای دادن مجدد جلوگیری کنند.
این حجم بالای مشارکت جرآت بالایی می‌خاست.کسی نمی‌دانست که آیا طالبان این انتخابات را باخشونت بر هم خواهد زد یا خیر.داستان های زیادی از افغان هایی نقل شده بود که وصیت نامه خود را نوشته بودند . اشهد خود را خوانده بودند، با این نگرانی که شاید در حوزه های انتخابیه کشته شوند. خوشبختانه، با اینکه چند فقره تیراندازی صورت گرفت،میزان خشونت بسیار کم بود.

افغان ها در شگفت بودند که واقعا داشت در کشورشان انتخاباتی برگزار می‌شد و اینکه برای اولین بار در تاریخ 5000 ساله افغانستان،آن ها داشتند رئیس دولت خود را انتخاب می‌کردند. من به هر حوزه انتخابیه ای که می‌رفتم تبلور غرور و احساس را می‌دیدم. بیش از هشت میلیون و صد هزار افغان رای دادند؛ آماری که بی سابقه است. یکی از رای دهندگان در روز انتخابات احساس ملی اش را این گونه بیان کرد که «بالاخره، باز هم آدم شدیم»
او با همین سبک و سیاق، تلاش کرد تا مهمترین مانع نابسامانی افغانستان یعنی طالب ها را به مذاکره راضی کند، بیش از پانزده سال از اولین تلاش های او برای این کار گذشت اما در نهایت روز شنبه 10 اسفند 1398 در دوحه موافقتنامه ای تاریخی را با بزرگترین دشمن ایالات متحده امضا کرد.

تاپی زنده می شود؟

یکی از مهمترین مسائلی که در تحلیل رویدادهای احتمالی پس از موافقتانه طالبان و آمریکا مطرح است موضوع سرنوشت خط لوله گازی ترکمنستان به افغانستان و پاکستان است، تا همین دیروز مهمترین مانع اجرای این خط لوله وضعیت نابسامانی بود که به دلیل حضور طالب ها در گذرگاه های سرزمینی افغانستان ایجاد شده بود، حالا و اگر قرار باشد طالب ها سلاح را زمین بگذارند و آمریکا هم از خاک افغانستان برود، چه موضوعی اولی تر از اجرای این طرح اقتصادی مهم؟
این خط لوله از مناطق بسیار ناامنِ جنوبِ افغانستان نظیر قندهار می‌گذرد که عملاً طالبان در آن‌ها حضور و نفوذ گسترده‌ای دارد. دولت ترکمنستان برای تأمین مالی این خط لوله که حدود 10 میلیارد دلار خرج برمی‌دارد تلاش هایی کرده است اما همه چیز منتظر امن شدن منطقه بود.

اما تاپی چیزی دارد که خط لوله صلح فاقد آن است، پروژه خط لوله تاپی، پروژه سوگلی آمریکا است. اگر خط لوله صلح تا این‌جای کار به لحاظ عملی، نه چین و نه هند را در کنار خود می‌بیند، تاپی به رغم تمام معایب‌اش، تنها با حمایت‌های آمریکا است که موجودیت خود را حفظ کرده است. حضور چین در خط لوله صلح، فعلاً در خوش‌بینانه‌ترین حالت ممکن از مرحله نظری فراتر نرفته است؛ هند هم که از این خط لوله رسماً کنار کشیده است. اما آمریکا بانک توسعه آسیایی را مجبور کرده است تا تمام‌قد از این پروژه حمایت کند و از طرف دیگر پاکستان و هند را تحت فشار گذاشته تا از خط لوله صلح دور شوند.( دیپلماسی انرژی – شماره 6 )

خط لوله تاپی 1735 کیلومتر طول دارد و عملیات ساخت آن رسماً از 13 دسامبر 2015 آغاز شده است. کشورهای ذی‌نفع در پروژه تاپی پیش‌بینی می‌کنند که این خط لوله می تواند تا سال دو سه سال دیگر مورد بهره‌برداری قرار گیرد. تا دیروز و نظر به ناامنی‌های افغانستان چنین چیزی بسیار خوش‌بینانه بود اما حالا تاپی جان گرفته است.

افغان ها برنده ی بزرگ تاپی

با وجود مزیت هایی که پیشتر برای ترکمنستان برای اجرایی شدن این خط لوله وجود دارداما حقیقت این است که باید اقغانستان را برنده بزرگ این طرح قلمداد کنیم، افغانستان کشوری هنوز بی ثبات و آشوب زده است که بیش از 3 دهه جنگ داخلی ، رمق آن را برای توسعه بریده است و با وجود سالها استقرار دولت مرکزی و حمایت نیروهای نظامی بیگانه، هنوز گاه و بیگاه از گوشه و کنار این کشور، خبر آشوب و خیزش گروه های افراطی تروریستی را می شنویم، اما ورای این مسایل، اجرای خط لوله تاپی در صورتی که صلح میان طالب ها و آمریکا شکننده نباشد بی شک بزرگترین منفعت اقتصادی را برای افغانستان در پی خواهد داشت، علاوه بر اینکه حجم نسبتا زیادی از انرژی در این کشور در دسترس خواهد بود و این میزان گاز برای تاسیس و راه اندازی مجموعه ای از صنایع در کشور پرمزیت افغانستان کفایت خواهد کرد باید درآمد حداقل 500 میلیون دلاری سالانه افغانستان از محل ترانزیت گاز بین ترکمنستان و پاکستان را هم به عنوان یک ” نعمت ارزشمند” برای این کشور نیازمند درآمد وصف کرد.

افغانستان در قرارداد 30 ساله خط لوله تاپی، می‌تواند در سه مرحله که هر کدام یک دهه عمر دارند، مقادیر مشخصی از گاز را از این خط لوله برداشت نماید، این کشور، در 10 سال نخست این پروژه، سالانه 500 میلیون متر مکعب، در10 سال دوم سالانه ۱ میلیارد مترمکعب و در یک دهه پایانی، سالانه 1.5 میلیارد متر مکعب گاز از این خط لوله برداشت می کند، هر چند در حال حاضر بخش مهمی از شبکه مصرفی افغانستان با استفاده از گاز طبیعی هماهنگ نیست اما انتظار میرود این میزان گاز به ویژه از دهه نخست به بعد برای احداث مجموعه ای از کارخانجات صنعتی همچون سیمان و فولاد و صنایع معدنی دیگر مورد استفاده قرار گرفته و بزرگترین موج توسعه ملی در افغانستان را شامل شود.
تا دیروز کابل برای بهره مندی از این نعمت با بزرگترین چالش خط لوله تاپی یعنی « تامین امنیت این خط لوله است » دست به گریبان بود بخش مهمی از خط لوله گاز تاپی که احتمالا باید محل اجرای یکی از طرح های مهم فشارافزایی خط لوله هم باشد از ناحیه لشکر‌گاه مرکز ولایت هلمند عبور می‌کند که جزو ” پرخطرترین ولایات افغان” است و از حدود دو دهه قبل بخشی از گروه طالبان نفوذ زیادی در این منطقه دارند، در حقیقت افغانستان باید برای بهره مندی از نعمت این خط لوله با یکی از قدیمی ترین چالش های خود یعنی امنیت روبرو بود و حالا با توافق دوحه همه چیز مهیا است.

صلح، قربانی صلح است؟

با شرحی که گذشت این حقیقت را نمی توان انکار کرد که کشورهای آغازین این خط لوله یعنی ترکمنستان و افغانستان به دلیل برخورداری از آثار مهم اقتصادی و سیاسی ناشی از اجرای تاپی ، بر اتمام آن مصر هستند، دو کشور پایانی هم به دلیل نیازشان به دریافت انرژی تا آخر پای کار می مانند، حتی فراتر از این قدرت های منطقه ای بزرگ مثل چین، روسیه و آمریکا هم با درگیر شدن در موضوع اجرا و اتمام خط لوله ، از آن به صورت علنی حمایت می کنند.

سئوال مهمی که مطرح می شود این است که آیا امکان دارد خط لوله شرقی صادرات گاز ایران به پاکستان را طرحی زمین خورده و رو به فنا وصف کرد؟ خط لوله IP که قرار است گاز ایران را به پاکستان منتقل کند با جدیت ایران در اجرای طرح در بخش سرزمینی ایران به اتمام رسیده است اما طرف پاکستانی با اعلام مکرر بهانه های عجیب و غریب از اجرای خط لوله سر باز می زند، طی سالهای گذشته اما در ملاقات های متعدد مقامات سیاسی ایران و پاکستان هر بار سعی شده است ” حس مردد بودن پاکستان” پنهان شود اما حقیقت این است که اسلام آباد زیر فشارها و توصیه های واشنگتن تلاش دارد تا اگر هم در این طرح ماندگار می شود ان را با حداکثر امتیازهای ممکن برای کشورش همراه کند، موضوعی که البته قطعا مورد دقت مسئولان ایرانی هم قرار گرفته است اما به هر حال پاکستان قرارداد این خط لوله را هم امضا کرده و مکلف به اجرای نهایی آن است .
ایده خط لوله صاردات گاز ایران به پاکستان و هند که در ادبیات اقتصادی به خط لوله صلح موسوم شد ، از سال‌ها قبل در جریان بوده است اما به دلیل کنار کشدن هند از این خط هنوز به مرحله آرمانی اش نرسیده است و تا به امروز این طرح تنها میان ایران و پاکستان بوده است ، اما حقیقت این است که اجرای تاپی را هنوز نمی توان پایانی برای رویای قدرت گازی ایران و نمادی از زمینگیر شدن سیاست های صادراتی گاز ایران وصف کرد چرا که همچنان امکان پیوستن هند به ادامه این خط لوله وجود دارد و ایران می توان با تدوین یک برنامه جامع نگاه به بازارهای صادراتی گاز، علاوه براینکه خود را در جایگاه تامین کننده بزرگ گاز آسیا تثبیت می کند از درجه نفوذ تاپی هم خواهد کاست هر چند رسیدن به همین نقطه نیازمند ممارست و دیپلماسی بسیار کارآمد است.

(به قلم رضا وثوقی-منتشر شده در هفته نامه سرزمین انرژی-شماره 97)



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>