خونی که از دل نفت برخاست

«خون به پا خواهد شد» اثری از پل توماس آندرسون است که به بهترین شکل ممکن حرص و طمع انسانی را در ژانر درام به نمایش می‌گذارد. این فیلم براساس رمانی با عنوان «نفت» به قلم آپلون سینکلر ساخته شده است و به عنوان یکی از برترین آثار قرن 21 شناخته می‌شود. اثر پل توماس اندرسون نامزد بهترین‌های چند رشته در اسکار شد که در نهایت جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای دنیل دی لوئیس به ارمغان آورد.

در این فیلم با قصه‌ای سروکار داریم که می‌خواهد منفعت‌طلبی و خودخواهی انسان را با نمایی خونین به تصویر بکشد. سکانس اول فیلم، پتکی را نشان می‌دهد که به دیواره چاه نفتی فرود می‌آید و بعد با چهره آغشته به نفت دنیل پلین ویو، نقش اول داستان مواجه می‌شویم. چهره‌ای که از همان ابتدا این پیام را به مخاطب می‌دهد که رحمی ندارد و فقط به دنبال ثروت است. ثروتی واقع در زمین‌های نفت‌خیز دشت‌های غرب آمریکا که دنیل پلین ویو را به سمت خود ‌کشانده است.

شامه قوی دنیل، نفتی را که زیرزمین جریان دارد بو می‌کشد. او برای رسیدن به نفت همه چیز و همه کس را نادیده می‌گیرد و به قدری متکبرانه عمل می‌کند که پسرخوانده خود را راهی پرورشگاه می‌کند. شخصیتی که خدا را قبول ندارد، پول را به جای خدا پرستش می‌کند و برای دست یافتن به زمین‌های نفتی در کلیسا می‌نشیند و فریاد می‌زند و توبه‌ای ساختگی انجام می‌دهد. به جرات می توان گفت دنیل دی لوئیس تنها بازیگری بود که می‌توانست از پس ایفای این نقش بربیاید. شخصیت دنیل درجایی از فیلم می‌گوید «هر چه به آدم ها نگاه میکنم چیزی را نمی‌بینم که ارزش دوست داشتن داشته باشد».

وقتی به زندگی این شخص با دقت بیشتری می‌نگریم یک حس همراهی درون مخاطب ایجاد می‌شود چرا که تنهایی و محیط اطرافش او را به این شکل درآورده است تا بتواند از خود دفاع کند. او هیچ فرد حمایتگری در زندگی نداشته و تنها دروغ شنیده است. بی اعتمادی در درونش موج می‌زند. در مقابل دنیل، فیلم شخصیت کشیشی را به تصویر می‌کشد که او نیز در نوع خود، فردی طماع است، در قالب یه فرد مومن ظاهر می‌شود و شیره دنیل پلین ویو را می‌مکد. «الی» کشیش داستان نیز به دنبال ثروت است و در این راه از ابزارهای دینی استفاده می‌کند. جدال بین کشیش و دنیل از همان لحظه اول دیدارشان به چشم می‌خورد. این جدال تا جایی پیش می‌رود و این دو آنقدر موی دماغ یکدیگر می‌شوند که در سکانس آخر فیلم شاهد ضربه پتک دیگری هستیم. این بار اما خبری از چاه نفت نیست و به جای طلای سیاه، خون به پا می‌شود.

(منتشرشده در هفته نامه سرزمین انرژی-شماره 97)



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>