توسعه، در گروی اعتماد عمومی است

بحران کرونا برای همه کشورها یکسان بود. اما آیا واکنش کشورها به این بحران هم به صورت یکسان بود؟ آن‌طور که بررسی عملکرد مدیران و سیاست‌گذاران نشان می‌دهد، ما تبدیل به کشوری شده‌ایم که هیچ وقت برای پیشگیری اقدام نمی‌کنیم. همیشه منتظریم تا بحران اتفاق بیافتد و بعد برای آن دنبال چاره باشیم. اما چرایی این مساله در کجاست؟ امان‌الله قرایی مقدم، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه در این رابطه به مساله بی‌اعتمادی مردم به عنوان کلید اصلی این بحران اشاره می‌کند. او در واکاوی و بررسی جامعه‌شناسانه بحران کرونا و عملکرد مدیران نکاتی را می‌گوید که اگر مدیران به آن توجه کنند، مدیریت بحران راحت‌تر خواهد بود.

در یک سال اخیر بحران‌های مختلفی را شاهد بودیم اما شاید شاه بیت همه آنها، ناکارآمدی مسئولان و مدیران بوده است. به نظر شما، چرا ما تبدیل به کشور آلترناتیوها شدیم؟ چرا همیشه لحظه آخر برای دست یافتن به یک راه حل وارد می‌شویم؟

ما اصولا از لحاظ فرهنگی چندان به برنامه‌ریزی عمل نمی‌کنیم. یعنی هیچ گاه به طور کامل طبق برنامه‌ریزی حرکت نمی‌کنیم. باید در نظر داشته باشیم که برنامه‌ریزی اولین وظیفه مدیریت است. با این حال هیچ وقت حکومت‌های ما اعتقادی به برنامه‌ریزی نداشتند.

ما جزء اولین کشورهایی هستیم که در فروردین سال 1327 برنامه سازمان بودجه را تدوین کردیم اما باز هم به درستی آن را اجرا نکردیم. شاید بتوان ریشه آن را در این دید که به قول فوکویاما، اعتماد عمودی در جامعه ما وجود ندارد. یعنی اعتمادی میان مردم و مسئولان وجود ندارد. حاکمان با مردم روراست نیستند و مردم هم باورشان را در طول تاریخ از دست داده‌اند و آنها را صادق نمی‌دانند.

همین مساله در طول تاریخ تبعات نظامی، اقتصادی و سیاسی بسیاری به همراه داشته است. مثلا باید بپرسیم چرا ما از مغول‌ها و اعراب شکست خوردیم؟ آن زمان هم به مقامات اعتمادی نداشتند. شما تصور کنید همین حالا هم مردم می‌گویند مسئولان دروغ می‌گویند. مدام اعلام می‌کنند که ماسک و ژل ضدعفونی کننده در بازار وجود دارد اما وقتی به داروخانه مراجعه می‌کنند موجودی این کالاها را نمی‌بینند.

_فکر می‌کنید به همین خاطر است که مردم در بالای طبیعی از جمله سیل و زلزله خودشان دست به کار می‌شوند و منتظر اقدام مسئولان نمی‌مانند؟

بله. این مساله مربوط به امروز و دیروز نیست. در تمام زلزله‌ها از بویین‌زهرا گرفته تا گناباد و بقیه بلایا همین مساله روی داده است. ریشه‌اش هم در بی‌اعتمادی مردم است. در حقیقت مردم دیگر چشم امیدی به حاکمان ندارند و خودشان دست به کار می‌شوند.
مردم اینطور می‌گویند که به دلیل تمامیت‌خواهی مسئولین، کسی به فکر آنها نیست. مثلا در زلزله بم، آذربایجان یا کرمانشاه چه کسانی کمک کردند؟ شاید ریشه آن در این است که مسئولان را از خود نمی‌دانند. اگر خوب نگاه کنیم، بخش زیادی از معاهدات ننگینی که در طول تاریخ به امضا رسیده ریشه در همین بی‌اعتمادی داشته است. به همین خاطر هم سلبریتی‌ها برای کمک وارد می‌شوند.

_ فکر می‌کنید اثرات این نبود برنامه در مدیران در بلندمدت چه خواهد بود؟
همین بی‌اعتمادی است که شاهد آن هستیم و روز به روز بیشتر می‌شود. فکر نکنید این بی‌اعتمادی یک روزه و یک شبه اتفاق افتاده است. اگر هم قرار باشد اصلاح کنیم، نزدیک به 50 سال زمان می‌برد. ما هم در زمان شاه و هم بعد از انقلاب برنامه‌های مختلفی داشتیم اما هیچ کدام به درستی اجرا نشد. مثلا باید از خودمان بپرسیم چرا مشارکت مردم تهران برای انتخابات مجلس اینقدر پایین بود؟
واقعیت این است که تا اعتماد عمودی میان مردم و حکومت پایه نگیرد و مردم حکومت را از خود ندانند یا حکومت نتواند اعتمادی ایجاد کند، هیچ توسعه‌ای صورت نمی‌گیرد.

(منتشر شده در هفته نامه سرزمین انرژی-شماره 97)



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>